با سلام خدمت همه دوستان و معذرت خواهی بابت غیبت طولانی که البته شاید علت اصلی آن فیلتر شدن وبلاگ باشد. پس از فیلتر شدن وبلاگ انگیزه آپدیت کردن این وبلاگ برای من کمتر هم شد.
با این حال تصمیم گرفتم باز هم ادامه بدهم به هر حال فیلتر کردن هم به زودی از رده خارج می شه و اونایی که باید بفهمن می فهمن که راه حل توی این جور چیزها نیست. فعلا من کار خودم را می کنم.
تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر به عقاید و نحوه تفکر بازرگان بپردازم و از همین رو در این پست بخشی از یکی از مقاله های بازرگان را آوردم. البته بیشتر هدفم معرفی سبک نوشتار و نحوه استدلال و استنتاج مهندس بوده تا دقیق شدن توی موضوع مقاله. هنگام خواندن این مقاله نکته مهمی که باید حتما به آن توجه شود زمان نگارش مقاله (حدودا 50 سال پیش) است وگرنه مشابه این لحن هم اکنون تازگی آن زمان را ندارد. این شما و این هم بخش هایی از مقاله دین در عصر جدید
....
این حقیقتی است که بشر هیچ گاه و در هیچ حال راضی نیست. اصلا انسان برای سکونت و نیل به تعادل خلق یا ساخته نشده است. سکونت و وصال به مطلوب مرگ است و فنا. سراسر وجود انسان به دنبال آرزو است. آن قدر میدود تا به آرزو رسد و دارا شود. ولی خوب که نگاه میکند میبیند هیچ ندارد. دارایی و بی نیازی عین بیکاری و بیحوصلگی و بیچارگی است و عین ناداری میباشد. وای به حال اجتماعی که به آخرین صفحه آمال و احتیاجش رسیده، بینیاز و بیخیال شده باشد.
«...ان الانسان لیطغی، ان رآه استغنی»
بشر که بینیاز و آسوده شد، مست و سرکش میشود، تجاوز میکند. این تجاوز و خروج از حدود طبیعی یا با مال و حقوق افراد است و یا به داشتهها و سلامت و اعتدال خود. در هر حال منجر به خرابی و جنگ و فساد و فنای خارجی و تنپروری و رنجوری و فساد درونی میشود.
علم و تمدن بشر را به مرحلهای رسانده، که تقریبا صاحب همه چیز و مالک همه جا شده است. ولی حس میکند که در عین حال فاقد همه چیز است. نسبت به گذشته و حاضر خود احساس اضطراب میکند؛ و نسبت به آیندهاش نگران و ناامید است.خلأ عجیب و عمیق در زندگی میبیند : خلأ اخلاقی، خلأ عاطفی، خلأ فکری، خلأ عشقی، خلأ روحی و ...بنابراین همیشه در تلاش و توهم و پرواز به خارج است. در آنجا جستجوی دنیای دیگر و چیزهای تازهای مینماید. مسلم برای نان و آب و زن زیبا نیست که موشک و ماهواره میسازند و به جو بی انتها میفرستند. دنیای قدیم بر بشر تنگی میکند. قالب گذشته و حال، قفسی است که مرغ دل و فکر بشر را سخت در اسارت نگه داشته است. به کرات و سیارات میرود تا غیر از خود و غیر از آنچه تا به حال بوده و دیده بیابد. ولی باز خود را مییابد که در صدف تنگ و تاریک غرایز حیوانی بسته شده است.
البته این تلاشها یک مقدار برای حفظ برتری و احراز تسلط بر دیگران و به قصد سیانت نفس است که خود دلیل بارزتری بر تزلزل و اوضاع و عدم اعتدال عمومی میباشد. ولی شور و شوقی که پشت سر و همراه آن است، مسابقهی مستانهای میباشد که به جانب هدفهای نامعلوم بیانتها برای خروج از عوالم و سرگرمیهای قدیم گذاشتهاند.
...
یا حسین

"آثار نبوغ و عظمت و قدرت و کمال انسان بهترین نمونه ها را ساخته است و عالیترین درجه آثار دست یا زبان و ذوق و زندگانی را بیرون داده است مواقعی بوده است که پای پرستش خدا و ایمان به خالق در کار بوده است. کدام ازخودگذشتگی را در دنیا می توانید شبیه به فداکاری تاریخی سیدالشهدا در کربلا نشان دهید؟"
مهندس بازرگان- مقاله دل و دماغ
پس از ۸۷ سال عمر پر از تلاش و کوشش در راستای خدمت به میهن در عرصه های مختلف سرانجام مهندس مهدی بازرگان در ۳۰ دی ماه ۱۳۷۳ چشم از این دنیا فروبست. شخصیتی که در طول دوران زندگی پرارزشش از هیچ تلاشی برای هم میهنانش دریغ نکرد با وفات خود کشورش را از نعمت داشتنش محروم ساخت. افسوس که در دوران حیاتش آن طور که باید قدرش دانسته نشد و به تفکرات و منشی که می توانست کشورمان را پیشرفت فراوانی دهد توجه نشد. و اکنون که به وضعیت ایران نظر می افکنیم جای خالی این شخصیت را به شدت احساس می کنیم.
بیش از صد عنوان کتاب و مجموعه مقاله در زمینه های مذهب و سیاست و علم، سالها مبارزه سیاسی با استبدادگران و مقابله با دیکتاتوری چه در رژیم شاهنشاهی و چه پس از انقلاب، تحمل سالها زندان در رژیم شاه و تهمت ها و توهین های فراوان پس از انقلاب، اداره کشور در بدترین شرایط، ثبت چندین اختراع و کمک به جریان صنعت و علم در داخل کشور و ... از جمله نتایج این عمر پر از فراز و نشیب به حساب می آیند.
مطالبی که در ادامه می آیند از کتاب در تکاپوی آزادی تالیف حسن یوسفی اشکوری گزیده و انتخاب شده اند.
پس از اینکه در ۱۷ام دی ماه ۱۳۷۳ مهندس بازرگان در کوچه ای نقش بر زمین شد فورا به بیمارستان در تهران انتقال یافت و تحت مداوا قرار گرفت. طبق نظر پزشکان گرفتگی رگ آئورت عامل این حادثه بود که نیاز به عمل جراحی داشت. با توجه به کهولت سن و صعوبت عمل و نیز علاقه و تقاضایی که عده ای از پزشکان ایرانی علاقه مند در آمریکا ابراز شد چنین صلاح دیده شد که ایشان برای عمل جراحی قلب به آمریکا سفر کند. هر جند ایشان علاقه ای به این سفر نداشت اما در نهایت ایشان پذیرفتند که برای معالجه به خارج از کشور برود.
منتهی زمانیکه در فرودگاه زوریخ در حال سخن گفتن با تعدادی از استقبال کنندگان بودند ناگهان دچار حمله قلبی شدند و روح این بزرگوار به عالم دیگر پرواز کرد.
عصر همان روز خبر در گذشت مهندس بازرگان در رسانه های جهانی در سطحی گسترده انتشار یافت و اغلب اخبار همراه با تحلیلی بر شخصیت بازرگان بودند. اما در ایران رسانه های تحت کنترل دولت در کوتاه ترین عبارت و بسیار سرد و خشک این خبر را انتشار دادند.
مثلا تلویزیون در خبر ساعت ۲۱ شب در آخرین قسمت خبر به کوتاهی از رحلت اولین نخست وزیر و رئیس دولت موقت یاد کرد. و البته با بی انصافی محض در پی اعلام این خبر ذکر شده بود که علی رغم آمادگی جراحان و پزشکان ایرانی برای عمل جراحی در تهران مسافرت ایشان به خارج به علت اصرار خود ایشان و خانواده شان بوده.
البته این خبر کذب محض بوده و حتی معاونت درمان وزارت بهداشت و درمان، آقای دکتر کلانتر معتمد این مورد را تکذیب کرد.
به هر حال او رفت و از قید و بند زندگی در بین جماعتی که هیچ گاه قدرش را ندانستند آزاد شد.
روحش شاد